نمایش نتایج: از شماره 1 تا 9 , از مجموع 9

موضوع: طنز دوچرخه سواری کوهستان...................

  1. #1
    صاحب سایت
    تاریخ عضویت
    2011-5-05
    نوشته ها
    633

    طنز دوچرخه سواری کوهستان...................


    خب ایی که گفتی ینی چه:
    اگر از لحاظ تکنیکی می خواهید بروید در لینک (رشته های دوچرخه سواری کوهستان) و اگر هم می خواهید بدانید چطور شروع شده و از کدام جهنم دره ای آمده روی لینک ( تاریخ دوچرخه سواری کوهستان ) بکلیکید .
    ولی این ها همه اش حرف و حدیث است .در اصل کوهستان سواری (همون دوچرخه سواری کوهستان ) فقط یک ورزش نیست یه مرضی است که دامن بعضی آدم های خاص و شاسگول مثل ما رو می گیره.
    البته همه کوهستان سوار ها به این مرض دچار نیستند .
    دوچرخه سواری کوهستان برای افرادی که بهش علاقه دارند کلی مشکل و بد بختی می آره.
    اولا که کلی از وقتتان را می گیرد مثلا بعد از ظهر ها وقتی از سر کار – دانشگاه یا مدرسه بر می گردید به جای استراحت و لمیدن سریع آماده می شوید و می روید یه چرخی در کوه های اطراف بزنید. بعدش هم که بر می گردید احتمالا همسر یا مادرتان کلی قر قر می کند که من چقدر باید این لباسهای گلی/ خاکی تو رو تمیز کنم ( حالا من نمی دونم این ماشین لباس شویی های مادر مرده که همه زحمت گردن اونهاست چرا صداشون در نمی آد ) .همیشه هم دوستان غیر دوچرخه سوار و خانواده هی نق می زنند که بابا تو چرا اینقدر پول و وقت صرف دوچرخه بازی می کنی.
    باید بریم ببینیم اونها از اوقات پر بارشان که جلوی تلویزیون – تو رخت خواب – سر سفره – تو کافی شاپ با GF– یا بچه هایی که یه خورده شبه آدم ترند در بعضی مراکز دانشگاه و یه جاهای دیگه که این جا نمی شه نوشت - از صبح تا شب جلوی کتاب چه فضایل اخلاقی رو کسب کرده اند.
    البته در مورد صرف پول روی دوچرخه خب شاید حق با آنها باشه . بالا خره خریدن یه ماشین 20 ملیونی که ماهی یه بار باهاش برن مهمونی – یه گوشی موبایل 600 تومانی که سر کلاس هایی که استاد داشت از خاطرات سفرش به تایلند صحبت می کرد می کرد یک کم فیلم نگاه کنن یا به بغل دستی شون SMS بزنن – با GF تان بروید کافی شاپ انجا یارو آب دهن خر مگس هایی که تو سینی پشه کش برقی اش می افتند رو با سمنویی که ننه بزرگش پارسال گذاشته بود سر هفت سین قاطی می کنه و می کنه تو پاچتون 7000 تومن تا ده سال آینده هم هر وقت با یکی از جلویش رد می شوید می گید که بله ما یه بار به اتفاق رفتیم اینجا معجون مجهول الهویه کوفت کردیم یا روزی 2000 چوب سیگار کشیدن یا با موبایل ور ور کردن خیلی خیلی بهتر از این است که 800-900 هزار برای یه دوچرخه پیاده شوید و هر روز به جای استراحت یا درس خواندن برید دق دلی های اون روز رو تو مسیر سرش خالی کنید و وای از اون روزی که عشق فری راید ( خر بازی با دوچرخه ) پیدا کنید هر روز کلی مسیر نافرم می اید پایین و هر جایی که به چشمتان قابل پریدن با دوچرخه بیاد تا خودتان را اونجا به ملکوت نفرستید بی خیال نمی شید بعدش هم همه جای چرخ بوی خدا حافظی می گیرد ( پدر قطعات در می آید ) و شب تا ساعت چهار و نیم صبح تو انباری یا پارکینگ با چرخ ور می روید .بعضی موقع ها هم که یکی از قطعات به هیچ صراطی مستقیم نمی شه با انبر دست عقده های زندگی تان را سرش خالی می کنید و یه مبالقی رو باید پیاده شوید. البته اکثر مواقع نیازی به این کار ها نیست چون وقتی می خواهید کل بچه پول دارهایی که چرخ خدا تومنی سوارن و جرعتش رو ندارند بخوابونید اولین تماسی که چرختان بعد از پریدن از روی یه سنگ دو و نیم متری با زمین پیدا می کنه صدای قرچ تنه تان بلند می شه و همون جا هم باید بروید آلومینیوم فروشی سر کوچه تنه رو بفروشید کیلویی هزار تومن و 199 هزار دیگه بزارید روش بدهید به رفیقتان تنه اش رو که رو دستش باد کرده بخرید.
    خب بله دیگه بچه ها در این زمینه راست می گفتند پولتان را خرج همان گوشی و GF کنید هم خرجش کمتر است هم اعصابتان راحت تر و هم مایه ارتقا درجه اجتماعی.
    اکثر ا هم برو بچ می گن که اه چقدر تو تو این سایت های دوچرخه می ری .خب من نمی دونم خودشون با پنچ دقیقه رفیق شدن با هر کی تو چت روم و سایت های دوست یابی و سایت های غیر مجاز چه اطلاعات مفیدی جذب می کنند یا خانواده هم بعضی وقت ها گیر میدن که بچه پول تلفن اومده زیاد تومن چی کار میکنی تو اینتر نت. اون وقت چجور بفهمونی که وقتی با رفقا صحبت می کنی مباحث حول بلو توس گوشی – باند بترکون خربزه ای ماشین – شلوار جین – GF های دانشگاه یا با برخی هم در مورد این که جمعه ها صبح برویم مجلس (چیز )- تبعات روحی تیغیدین صورت و نتایج گوش نکردن حرف پدر و مادر در زندگی است در این جور شرایطی یه جایی هست به نام (( FORUMS.MTBR.COM)) که وقتی یه مقاله از مسابقه اخیر - دوچرخه سواری امروز یا یه همچین مقاله ای می نویسی کلی آدم باهال و مثل خودت هست که یه حرف هایی می زنند که دلت قنج میره و کلی آدم مشتی مثل خودت اونجا هیت که مبتلا به همین مرض کوهستان سواری است. اگه تو دنیا یه عده باشن که ارزش حرف باهاشونو داشته باشن بر وبچ MTBR هستند.

    بعضی وقت ها که تو شهر می چرخی همه جای دوچرخه سالمه ولی بعد موقعی که هوس می کنی در یکی از مسیر های اطراف شهر رکاب بزنی هر چی خرابی و لقی و تنظیم نبودن و زهر مار است سرت خالی می شود. شب هم که توی پارکینگ داری تو گریس خر غلت میزنی و پیچ کرپی ات رزوهاش هرز می کنه و 20 هزار می افتی مامانت از پنجره داد می زنه که بچه بدو سر سفره منتظر جناب عالی هستیم . موقع تناول نمودن هم چون دستات مثل دستان کارگری زحمتکش است و فکرت اونجا که فردا از کی کرپی بخرم ارزون تر در بیاد . تند تند غذا می خوری متهم میشی به نداشتن شخصیت اجتماعی و بچه این چه وضه دست و صورت و غذا خوردن است. بعد دوپاره می پری تو پارکینگ تا ساعت سه با چرخ ور میری و آخر سر زنجیرت رو از توی ظرف نفت در می اری ببندی حواست در کسب فضایل اجتماعی در گیر است زنجیرت رو از روی تنه می بندی و از شانست پین آچار زنجیر هم در میره و این جاست که با آچار 17 می زنی رو دوشاخ 20 هزار از قیمتش می افدته. فردا صبحش سر بعضی کلاس ها استاد در مورد شیوه های جدید تهاجم فرهنگی صحبت می فرمایند و مچت رو وسط چرت زند میگیره و بله شروع می شه که تا ساعت چند شب ننشینید فیلم نگاه کنید و چت کنید و.... وحالا تو به کی بگی که رفیقت که الان می خوای بری ازش کرپی بخری حالا که فهمیده کرپی ات ترکیده قیمتش را برده بالا ( در جامعه کوهستان سواری خبر ها خیلی زود می پیچه )
    مواقعی هم که مسابقه باشه ( سالی چهار بار ) و باز خدا پدرشون رو بیامرزه همین چهار تا برگزار می شه . باید با فدراسیون کلی چانه بزنی که یه خواب گاه و دو پرس برنج نپخته به بچه ها بدن.
    بعد هم چون دوچرخه ها رنگ زیر در صندوق عقب ماشین رو خط می اندازن یا خانواده می خوان با ماشین برن مهمونی خونه همسایه بغلی باید دوچرخه ات رو بزاری کف اتوبوس و هر سه باری که مجبوری تو شهر های مختلف سوار یه اتوبوس دیگه بشی دوچرخه رو با دست راستت بگیری ساک لباس رو با اون یکی دستت .کوله پشتی لوازم هم پشتت و ساک غذا هم که قورمه سبزی سه هفته پیش که تو فریزر خونه گندیده بوده توش چپه کرده روی ماست شده مثل سالاد فصلی که تو رستوران های خیابان جردن می کنن تو پاچه ملت 14 هزار چوق. آخر کار هم که دم در خواب گاه در حال چانه زدن با راننده آژانس هستی و دوچرخه را از صندوق عقبش در می آورید می بینید که خوب بزار حساب کنم : کتی که گیر کرده بوده به لوله بنزین ماشین 20 چوق رفت – طبق عوض کن هم که تو اتوبوس زیر ساک 70 کیلویی سوغاتی های مشهد یه نفر پاروییش کج شده از طبق یک بالا تر نمی آره. بعدش هم هر وقت می خوایی بری سر مسیر تمرین باید آویزون یکی دیگه بشی تا اونجا ببرتت. تازه فردا سر مسابقه از خستگی راه ریقت میزنه بیرون و بچه خر مایه هایی که یه پرادو کرایه کردن برای چند روز مسابقه و صبح هم به اندازه خرج خورد و خوراک یه ماهه یه خانواده Power bar زدن تو رگ و کوهستان سواری رو هم سه هفته است شروع کرده با طبق سه خودرو یک ( خب حتما فروشنده ای که چرخو ازش خریدن بهشون گقته اینجوری سرعت چرخ بیشتر میشه )ازتون جلو می زنه . اگر هم دان هیل کار باشید که می دانید با چرخ 800 تومنی که عقبش هم وی برک است نمی شه با دوشاخ های 20 سانت بازی و تایر 3.0 مقابله کرد. برو بچی هم که دوچرخه هایی رو که شش سال پیش خریده بودن از رو تاقچه ور می دارن می آرن اونجا نشون بدن و هنوز سیبیل های لاستیکاشون نرفته حالا من نمیدونم چه بد بختی می کشه اون چرخه که 3.5 ملیون پولشو دادن بعد سالی سه بار از انباری درش می آرن رنگ آقتاب رو می ببینه اون هم روی بار بند ماشین ( کوهستان سوارانی که به مرض کوهستان سواری دچار نیستند ).
    مرض کوهستان سواری اینجاست که با وجود این همه مشکل مالی و معنوی -نق نق - ور ور – و کوفت و زهر مار بازهم بی خیال دوچرخه نمی شی و هر روز هم بیشتر به کوهستان سواری علاقه پیدا می کنی.
    چرا
    چون وقتی تو یه بعد از ظهر وقتی هیچ کدوم از برو بچ حال نداشتن باهات بیان رکاب بزنن تنهایی تو مسیر برای خودت حال می کنی اون وقت است که هیچ زهر ماری دیگه اهمیتی نداره .بی خیال آینده شغلی و کارایی تحصیلی رشته ات - بی خیال اینکه بقیه چی میگن یا چی کار می کنن – بی خیال مسئولیت اجتماعی و فردی – یا تمدید قرار داد با کار فرما - بی خیال مشکلات مادی و اجتماعی و هر کوفت دیگه ای .اونجا فقط عشق است مسیر را و عشق است دوچرخه را .

    اصلش همون رو دوچرخه توی مسیر است که صفای واقعی داره بقیه اش همش اعصاب خوردی و افسوس نداشته ها و سگ دو زدن برای داشتنشان است وقتی هم داری هزار تا نگرانی رو هم باید داشته باشی مواظبشان باشی – ارتقاشان بدهی و همه اش مثل هم است بدو – زود باش فرصت از دست رفت – درس بخوان – ارتقا در جه تحصیلی شغلی و اقتصادی – افزایش نقدینگی و مستغلات و ........ –همه بشر ایها رو بلدن و ولی خب این راه و روش زندگی امروزی است و همه باید این جوری باشن وگر نه هشتشات گرو نه است.
    آخر سر هم این کار ها به هیچ دردی نخواهد خورد ( اکثر مواقع ) همش شووت میشه تو هم فووت.
    این مرض کوهستان سواری است که برای کوهستان سواران می ماندو صفایی که داره رو نمیشه نوشت .
    همین.
    حالا نظر تون رو هم بنویسید ممنون می شم.

  2. #2
    صاحب سایت
    تاریخ عضویت
    2011-5-05
    نوشته ها
    633
    دلایلی که نشان می دهد شما به یک دو چرخه جدید احتیاج دارید
    1 : دنده های دوچرخه شما 23 تا کمتر از تعداد معمول است
    2: سوار شدن روی دوچرخه تان هر بار برایتان سخت تر می شود چون موقع رد کردن پا از روی تنه 25 اینچی تان تاندون هایتان کش می آید
    3 : دیگر برای کسی اهمیتی ندارد که موقعی که دو چرخه تان را خریدید بهترین دوچرخه زمان بود
    4 : قفل دوچرخه تان را دزدیده اند ( به همراه خود دوچرخه )

  3. #3
    صاحب سایت
    تاریخ عضویت
    2011-5-05
    نوشته ها
    633
    دلایلی که نشان می دهد شما زیادی مجهز هستید

    1 : روی شاخ گاوی هایتان شاخ گاوی بسته اید
    2 : 90 هزار تومان پول جک تیتانیومی دادهاید
    3 : یک جفت آینه بغل آب کروم کاری شده روی فرمانتان نصب کرده اید
    4 : روی کرپی تان یک نگهدارنده موبایل نصب کرده اید
    5 : موقعی که می خواهید با دوچرخه به نانوایی بروید دستکش های FOX تان را می پوشید.

  4. #4
    صاحب سایت
    تاریخ عضویت
    2011-5-05
    نوشته ها
    633
    دلایلی که نشان می دهد تلنگتان دارد در می رود ( حسابی خسته شده اید )

    1 : آرزو می کنید دوچرخه تان فرمان هیدرولیک داشت
    2 : احساس می کنید پاهایتان وجود خارجی ندارند
    3 : داخل دهانتان خشکسالی می شود
    4 : در آوردن کفش از پنجه لوک را بی خیال می شوید چون اصلا حال ندارید پنجه هایتان را قفل کنید
    5 : سرعت متوسط کیلومتر شمار تان ( 7-) است
    6 : دیگر موقع جا گذاشتن کوهستان سواران مبتدی در مسیر از بغلشان ویراژ نمی دهید
    7 : دیگر وقتی کوهستان سواران مبتدی شما را جا می گذارند هم ویراژ نمی دهید
    8 : این افکار به سرتان می زند که آره می تونم همین جا زیر همین درخت بگیرم بخوابم

  5. #5
    صاحب سایت
    تاریخ عضویت
    2011-5-05
    نوشته ها
    633
    دلایلی که نشان می دهد شما به تمرین بیشتری احتیاج دارید


    1 : هیچ کس نمی گذارد شما در مسیر جلو بیافتید
    2 : رفقای کوهستان سوارتان همیشه موقع آمدن شما نق نق می کنند ولی موقع رفتنتان هرگز
    3 : موقع سوار شدن روی دوچرخه قلنجتان می شکند
    4 : یک بار در مسیر کلید خانه از جیبتان افتاده و چون حال نداشتید برگر دید و پیدایش کنید ترجیح داده اید یک هفته در پارک سر کوچه بخوابید.
    5 : دوست دارید در مسیر های کوتاه به دوچرخه سواری های طولانی بروید.

  6. #6
    صاحب سایت
    تاریخ عضویت
    2011-5-05
    نوشته ها
    633
    دلایلی که نشان می دهد شما یک POSER ( افرادی که فقط پز دوچرخه شان را می دهند ) هستید

    1 : کل چیز هایی که در کیف پشت زینتان هست یک شیشه عطر و چند تا سیگار است
    2 : MP3 PLAYER تان را روی فرمانتان وصل می کنید
    3 : احساس خستگی که به همه موقع تمام کردن سر بالایی های خفن دست می دهد به شما موقع شروع سر بالایی دست می دهد
    4 : ای داد بی داد این هفته نمی توانید بروید دوچرخه سواری چون یادتان رفته تی شرت دوچرخه سوارتان را از خشک شویی بگیرید
    5 : وسایل الکترونیکی روی فرمان دوچرخه تان از داشبورد ماشینتان بیشتر است
    6 : شب رنگ های فابریک دوچرخه تان می شکند و شما یک شب رنگ نو می خرید (شب رنگ سیخی چنده)
    7 : در برنامه ها وسایل کمکهای اولیه را همراه می برید
    8 : مارک جورابتان addidas است
    9 : دوچرخه تان جک دارد

  7. #7
    صاحب سایت
    تاریخ عضویت
    2011-5-05
    نوشته ها
    633
    دلایلی که نشان می دهد آخرین باری که زمین خوردید کمی دردتان آمد

    1 : شلوارتان دوپهن ( پنچر ) شده
    2 : کتف تان مثل ضامن چرخ هایتان عمل می کند
    3 : مسیر دان هیلی را که آمده اید حسابی می گردید تا برای عمل جراحی پوستتان به اندازه کافی پوست پیدا کنید
    4 : متوجه می شوید که زانو بند تان ساییده شده ولی بعد متوجه می شوید که اصلا زانو بند نبسته بودید
    5 : تلنبه تان گم شده ولی حالا وقتی راه می روید از دهانتان باد بیرون می زند
    6 : اشتباها دکمه RESET کیلومتر شمارتان را با دندان فشار دادید
    7 : به این فکر می افتید که موبایل برای برنامه های کوهستان سواری ضروری است

  8. #8
    صاحب سایت
    تاریخ عضویت
    2011-5-05
    نوشته ها
    633
    دلایلی برای خریدن دو چرخه چهار میلیون تومانی


    1 : خیالی نیست که تا دو سال آینده صبحانه و نهار و شام نان خشک بخورید
    2 : در دانشگاه آزاد درس می خوانید و این ترم معدلتان با لا شده پس با تخفیفی که از دانشگاه می گیرید می توانید آن دوچرهع را بخرید
    3 : فروشنده یک جفت شب رنگ مجانی هم روی آن می دهد
    4 : قیمتش نصف دو چرخه قبلی تان است
    5 : تنها دوچرخه ای است که با رنگ کلاه و عینک تان خور است
    6 : قیمتش چهار میلیون و بیست و پنج هزار تومان بوده ولی فروشنده به شما تخفیف داده
    7 : می خواهید مردم بدانند شما مجرد هستید
    8 : فروشنده به شما گفته که با این دوچرخه می توانید دو برابر سریع تر از دوچرخه های دو میلیون تومانی حرکت کنی
    9 : اگر آن را روی بار بند ماشین تان ببندید قیمت دوچرخه و ماشین سر هم می شود چهار میلیون و هشتصد و پنجاه هزار تومان
    10 : خیلی ارزان تر از دوچرخه های 5 میلیون تومانی است

  9. #9
    صاحب سایت
    تاریخ عضویت
    2011-5-05
    نوشته ها
    633
    گاهی اوغات کوهستان سواران چیزهایی می گویند ولی منظورشان چیز دیگری است در اینجا بعضی از آنها را نوشتم و منظورشان را هم داخل پرانتز نوشتم



    1. مسیر خیلی خفن است (امید وارم بیمه درمانی داشته باشی)
    2. فکر کنم دارم پنچر میشم (یک خورده یواشتر برو)
    3. آخ آخ پنچر کردم(کمک کن تیوبم رو عوض کنم)
    4. کاشکی خودرو ام 9 تایی بود(3 کیلو اضافه وزن پیدا کردم)
    5. تصمیم گرفتم یک دوچرخه سبکتر بخرم(6 کیلو اضافه وزن پیدا کردم)
    6. کفشم خوب در پنجه قفل نمی شوند(15کیلو اضافه وزن پیدا کردم)
    7. یک کم ضعف کردم ( اون شکلات رو بده ببینم)
    8. من دارم کم میارم(دو ماه است دوچرخه سواری نکردم)
    9. تنظیم دوشاخم را تا ته سفت کردم و دمپینگش رو هم تنظیم کردم ولی چون الاستومر ها خیلی فشرده شده بودند روغن دوشاخم رو عوض کردم(من یک دوشاخ جدید خریدم)
    10. اگر به اندازه کافی مهارت داشته باشی لازم نیست از کلاه ایمنی استفاده کنی(من آنقدر احمقم که ضربه مغزی هم نمی تواند مرا آدم کند)
    11. دوچرخه های عقب کمک دار زیاد به درد نمی خورند ( من پول ندارم دوچرخه عقب کمک دار بخرم
    12. در کوهستان سواری فقط باید از دوچرخه های عقب کمک دار استفاده کرد (من دیروز حقوق سه ماهم رو دادم یک دوچرخه عقب کمک دار خریدم)
    13. امروز زیاد آماده نیستم (برای یک دوچرخه سواری 12 ساعته فقط یک قمقمه نیمه پر که آبش مال یک ماه پیش است آورده ام)
    14. اگر زمین نخورید معلوم است که خیلی یواش می روید(من همش می خورم زمین)
    15. چرا کسی این مسیر رو درست نمی کند ( چرا شما این مسیر رو درست نمی کنید)
    16. من همه کارهای فنی دوچرخه ام رو خودم انجام می دهم (وقتی دسته ترمز جلو رو فشار می دهم دنده های عقبم عوض می شوند)
    17. بچه ها تا حالا تنه کربن دیدین(من آدم تنهایی هستم)
    18. این قسمت مسیر به نظر سخت می اید (تو اول برو)
    19. من دوست دارم با دوچرخه بروم سر کار ولی.......(من دوست ندارم با دوچرخه بروم سر کار)
    20. یک کیلو متر دیگه تا آخر مسیر مانده (ده کیلو متر دیگه تا آخر مسیر مانده)
    21. خوب امروز زیاد فشار نیارین( آماده اید یک دو سه حرکت)
    22. صبر کن دوچرخه ام یک مشکلی پیدا کرده (با با یک جا وایسا استراحت کنیم)
    23. لاستیک هایم بکس و باد می کنند (این سر بالایی خیلی خفن است)
    24. جرعت داری از روی آن سنگ بپری(من می توانم ولی شرط می بندم تو نمی توانی)
    25. هوا داره تاریک میشه (بیا برگردیم خانه)
      فکر کنم دستم شکسته (دستم یک خورده درد می کند و دوست ندارم مسیر رو ادامه بدم)
    26. من میتونم از روی اون ضخره بپرم ولی نمی خواهم طوقه های جدیدم تاب ور دارن (من می ترسم بپرم)
    27. این مسیر خیلی راحته ولش کن (این مسیر خیلی سخته ولش کن)
    28. امروز دوچرخم خوب راه نمیره ( وگرنه تو مسیر راحت تو رو جا می گذاشتم)

    <>29-این دوچرخه مفت گران است (کاشکی پول داشتم این دوچرخه رو می خریدم)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •