نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5

موضوع: مصیبت نامه خرید از شرکت ها

  1. #1
    صاحب سایت
    تاریخ عضویت
    2011-5-05
    نوشته ها
    1,842

    مصیبت نامه خرید از شرکت ها

    مقدمه:

    در چند سال گذشته مشکلات و مصیبت ها و بد بختی های رو شرکت های محترم بر سر ما آورده اند که که نهایتاَ بنده بعد از دو دو تا چهار تا نزد خودم و فکر کردن و تحمل کردن این مسائل تصمیم گرفته ام که دیگر اصلا اقدام به خرید و فروش اجناسو قطعات نکنم یا اگر هم بکنم خیلی خیلی خیلی کم ترو محدود تر کنم این کار رو.........

    از حوالی اواخر سال 1398 به این طرف از طرفی با بروز مشکلات اقتصادی و چند برابر شدن قیمت دلار و تورم های شدیدی که در کشور داشتیم از طرفی هم که وضع قوانین مسخره و احمقانه برای واردات دوچرخه وقطعات دوچرخه که کار واردات رو سخت از از گذشته هم کرده

    از طرفی هم به خاطر کاهش تولید دوچرخه و لوازم دوچرخه در سطح جهان به خاطر مشکل بیماری کرونا

    که در لینک زیر در مورد ان مطلبی نوشته ام

    کمبود قطعات دوچرخه در اقصی نقاط جهان

    همه و همه دست به دست هم داده تا یک اتفاق بسیار بد در بازار دوچرخه ایران رخ دهد و آن هم چیزی نیست جر واردات اجناس به اصطلاح ته انباری.............

    ته انباری یعنی چه : یعنی اجناس و کالا های و قطعات و دوچرخه های که در بازار های کشور های پیشرفته و جهان اول قابل فروش نیست

    چرا قابل فروش نیست ؟ چون هر کدام عیب یا نقص یا مشکلی دارد

    حال این اجناس چگونه سر از ایران در اورده اند ؟؟ خب دیگر نیازی به توضیح بنده نیست............

    وارد کنندگان شرکت ها و عمده فروش های تاجر......به علت های که در اول عرایضم گفتم همه رو به اینگونه کالا ها اورده اند............و متاسفانه بازار ............پر شده از این اجناس..........

    و وقتی منِ فروشنده قطعات رو به صورت عمده از شرکت وارد کننده خردیداری می کنم به من نمی گویند که این اجناس ته انباری و مشکل دار اند و عیب دار و نه تنها به من نمی گویند بلکه به مصرف کننده ها که مشتری تک خر یعنی مشتریهایی که به صورت تکی کالا ها رو از انها خریداری می کنند هم نمی گویند

    بنده از حوالی اواخر سال 1398 به این طرف تا به حال که اوایل سال 1400 است و من دارم این مطلب را می نویسم به کرات.....................به کرات شده که مجبور شدم اجناسی رو به شرکت های واردکننده و به تاجر های عمده فروش عودت کنم و پس دهم

    منتهی در اغلب مواقع انها از پس گرفتن کالای معیوب خود سر باز می زنند و ............جنس خراب را پس نمی گیرند................

    چرا ؟؟؟ چون از نظر انها خراب نیست و عیبی و ایرادی ندارد اجناس آنها..............

    و دلیل و استدلال انها هم برای این مطلب چیست ؟؟؟

    خیلی ساده است : می فرمایند ما این دوچرخه ها و این اجناس را به مشتریان خود می فروشیم و کسی ابراز مشکل نمی کند و کسی جنس را پس نمی آورد..............فقط شما هستی که جنس را پس می اوری............

    حال سوال ما از ان ها این است که برادران عزیز و گوگولی.....................

    آیا شما به مشتری خود می گویید که این کالا و این قطعه فلان مشکل را دارد ؟

    آیا می گویید که این قطعه فلان عیب را دارد ؟

    جواب مشخص است و نیازی به گفتن من نیست.................

    حالا آیا اگر شما نگویید مشتری و مصرف کننده با خبر است ؟؟؟؟ خودش یا آیا 90 % یا بلکه 99% مصرف کننده ها اصلا قادر به تشخیص عیب و ایراد در کالا و قطعه هستند ؟؟؟؟

    آیا اگر یک دوشاخ Rebound اش خراب بود و عمل نمی کرد آن دوچرخه سوار می داند اصلا Rebound چیست ؟؟؟؟

    آیا اگر Packing فلان ترمز درست عمل نمی کرد و باعث عدم Modulation آن ترمز می شود آیا دوچرخه سواری که این ترمز را خریداری می کند اصلا می داند این ها چیستند ؟؟


    آیا گر قطعات یه دوچرخه قطعات بنجل و نا مرغوبی باشد ............خریدار و مصرف کننده می داند ؟؟؟؟ تجربه دارد ؟؟؟؟

    آیا می داند که فلان توپی که روی این دوچرخه است 6 ماه هم عمر نخواهد کرد ؟؟؟ ایا می داند که این فلان ترمز یا دوشاخی که روی فلان دوچرخه است نهایتا 9 ماه هم به درستی کار نخواهد کرد ؟؟؟؟

    جواب همه این سوال ها کاملا مشخص است و هر کسی هم که در حال خواندن این متن است جواب این سوالات را به درستی می داند

    حالا ................وقتی فروشنده از عیبی و ایرادی که جنس دارد با خبر باشد و به خریدار نگویید و اطلاع ندهد این اسمش چیست ؟


    چیزی نیست جز عوضی بازی..............و حرام لقمه بازی..................

    شرکت ها و وارد کننده ها و تاجران همکار به ما می فرمایند که شما اگر به خریدار و مشتری خود نگویید او هم که نمی داند و اعتراضی نمی کند ..................و می رود...........

    و همگی از اصطلاح معروف ( بده بره بابا ) استفاده می کنند و معتقد اند که بنده بیش از حد حساسم..............و وسواس دارم.............

    و تقصیر خود ماست..........

    ما هم می گوییم اوکی اصلا ما مقصریم باشه...................

    ولی اگر شما که به بنده به صورت عمده اجناس را می فروشید موقع فروش به من بگویید که این کالا و این قطعه فلان مشکل را دارد ................و بنده هم که به صورت تکی به مشتری و مصرف کننده می فروشم اگر بگویم و او را مطلع کنم ..............

    نه من خر هستم و نه مشتری من و مصرف کننده..................

    تمام...................

    و حرف آخر همکاران و تاجران و وارد کنندگان و شرکت ها این است که این اجناس بین 15 الی 20 درصد ارزان تر از اجناس دیگر است...................و این ارزان بودن خب به خاطر این ای که بالاخره جنس ممکن است عیب وی ایرادی داشته باشد دیگر.........

    هر کسی هم که می خرد برای چه پس ارزان تر می خرد ؟؟؟

    جواب بنده هم به همه همکاران محترم این است که :

    خب اولا / ممکن است ایراد داشته باشد / غلط است...................آن چیزی که ما دیدیم قطعا عیب و ایراد دارد این گونه اجناس و قطعات..........قضیه احتمالا و این ها نیست قطعاً عیبو ایراد دارد این گونه موارد

    دوما...............فروشنده اگر به خریدار بگوید که آقا جان آقا یا خانم محترم خریدار.............این کالای که می خواهم به شما بفروشم مثلا 15 درصد یا 20 درصد ارزان تر است ولی معیوب است و این ایراد یا ایرادات را دارد.............


    به نظر شما کدام عقل سلیم و کدام آدم عاقلی قبول می کند که آن کالا را بخرد ؟؟؟؟

    هر کسی که باشد حاضر خواهد بود آن 15 الی 20 % پول بیشتر را بدهد و جنس سالم را تهیه کند

    نه ما که عمده می خریم و نه مشتریان ما و نه هم هیچ کسی من فکر نمی کنم اگر مطلع باشد اگر بداند حاضر باشد به خاظر 15 % 20 % قیمت پایینتر همچنین حماقتی کند و یک قطعه مشکل دار را خریداری کند

    به هر حال در مملکت ما ................وقتی به این دوستان عزیز میگوییم این مسائل را می فرمایند که نه............شما زیادی حساسی و شما نیازی نیست که بگویید به مشتریان خود..............و بد بختانه ادعای مسلمانی هم ما داریم و انواع اقسام ادعا های دیگر.............


    وقتی در شرکت های بزرگ قطعات بنجل و واقعا به درد نخور را روی دوچرخه ها نصب می کنند و به مشتری نگون بخت بیچاره هم اصلا هیچ اطلاعاتی نمی دهند که برادر این قطعات نهایتا نیم سال کار خوهند کرد خب او هم نمی داند..............و می خرد دوچرخه را

    از ان طرف وقت بعد از گذشت مدتی و چند ماهی قطعات شروع کردند به خراب شدن و نشان دادن مشکلات.................باز هم به ان بد بختی نمی گویند که اقا یا خانم محترم پول خود را در چاه نریز....................

    این قطعه اصلا تعمیر پذیر نیست و هر هزنیه ایی را هم که بکنید برای تعمیر این قطعه دو روز دیگر باز همین آش و است و همین کاسه......................

    بد بخت بیچاره را می کشند به تعمیرگاه و پول از او می گیرند بابت تعمیر قطعات و یعنی تا می توانند خوب.......................او را می دوشند..................

    تا جایی که می شود از او درامد زایی می کنند و نمی گذارند او بفهمد که داستان چیست و اطلاعات درست به او نمی دهند و نمی گذارند مطلع شود................

    ما هم مگر جرعت داریم با ذکر جرئیات مثلا بگویم و بنویسیم که کدام شرکت و کدام دوچرخه ها و کدام قطعات ؟؟؟؟

    مگر ما زورمان به این ها می رسد ؟؟؟؟؟ متاسفانه خیر..............ما هم اگر بخواهیم چیزی بنویسیم در سایت خود تا ملت را مطلع کنیم آنها آنقدر زورمند و قدرتمند هستند که بتوانند به راحتی برای ما مشکل ایجاد کنند و ما هم ترجیح می دهیم دهانمان را بسته نگه داریم................


    منتهی خب ما خودمان دیگر تصمیم گرفتیم که دیگر اقدام به خرید اینگونه دوچرخه ها و این گونه قطعات نکنیم...........که خب به الطبع به خاطر شرایط موجود در بازار مجبوریم از خرید خیلی از اقلام و کالا ها صرف نظر کنیم که باز هم هر طور محاسبه می کنیم و نگاه می کنیم هیمن طور برای ما بهتر است

    چون ما هم اوایل که نمی دانستیم و به ما هم نمی گفتند آن عزیزان دل که ..................و هر بار که جنسی را می خریدیم ان هم به صورت عمده.............
    بارها .....................بار ها باید کارو کارگاه خود را ول می کردیم برای مرجوع کردن ان به شرکت مربوطه مراجعه می کردیم ..............کلی از کار و زندگی خود می افتادیم

    کلی هزینهمان رفته بود و هنوز هم معولم نیست چند تا از این قطعات در قفسه های ما باشد و بعدا تازه می خواهد مشخص شود و بعدا تازه دوباره باید سر آن ها حرص بخوریم و اعصاب خوردی بکشیم

    اخر هم که معمولا پولی به ما پرداخت نمی کنند و می گویند به جای آن باید جنسی دیگر بردارید و قطعه ایی دیگر بردارید..................که ما هم مشکلی نداریم فقط به آنها می گویم اقا یک جنسی به ما بدهید که من مطمئن باشد سالم است من دیگر بر نگردم دیگر الاف نشوم دیگر وقتم تلف نشود ......................چشم ما بر می داریم و پول هم نخواستیم..............



    نهایتا بعد از گذشت حدود دو سال این وضعیت مسخره و اعصاب خورد کن دیگر بنده می بینم که کلا زیاد دست به خرید اجناس نزنم برایم بهتر است

    اجناس هم بماند و ارزانی همان هایی که می توانند انها را به فروش برسانند و پس هم نمی اورند و راحت به مصرف کننده می فروشند....................

    هر سودی هم دارد مبارک آن های که توانایی خوردنش را دارند که ما به این کار توانا نیستیم...............و این پول ها حتما در گلوی ما گیر خواهد کرد..........


    حالا این مطلب که نوشتیم فقط و فقط مقدمه ایی بود از هزاران مصیبتی که این شرکت ها بر سر ما آورده اند و می اورند...........

    در آینده در پست های زیر مطالبی را با عکس و با فیلم و با ذکر جزئیات کامل خواهم نوشت که حد اقل یکی از هزاران بلایی که این ها سر ما اورده اند را بتوانم به رشته تحریر در اورم و شاید یک مقدار خیلی خیلی کمی شم ا بتونید ببینید و بفهمید که بعد از حدود 15-16 سال کار در این صنف اصلا تصمیم گرفتم که دیگر اجناس برای فروش نیاورم و فروش و قطعات و دوچرخه را کلا اصلا بی خیال شوم......................و عطایش را به لقایش ببخشم............

    در ادامه در پست های پایین شورع خواهم کرد به نوشتن مطالب..............


    و السلام علیکم و رحمة الله و برکاتة
    ویرایش توسط SABER_MTB : 12th April 2021 در ساعت

  2. #2
    صاحب سایت
    تاریخ عضویت
    2011-5-05
    نوشته ها
    1,842

    قسمت اول

    قسمت اول

    خب در قسمت قبلی و به عنوان مقدمه صحبت های رو عرض کردیم که کمی ...............کمی با وضعیتی که ما در چند سال اخیر اب ان دست و پنجه نرم و گرم می کنیم بیشتر آشنا شوید

    ابتدا به ساکن وقتی می خوایید شما از شرکت ها خرید داشته باشید و جنسی رو بخرید چی کار باید بکنید ؟؟

    فاکتور باید برای شما دچار صادر شدگی بشه و شما باید پول فاکتور رو ببرید پرداخت کنید ...................

    کجا ببرید پرداخت کنید ؟؟؟ بانک وایسین تو صف بانک چرا مگه خود شرکت کارت خوان نداره ؟؟؟؟ نه دیگه نگرفتی شما چی شد...................چرا دکتر ها توی مطب خودشون کارت خوان نمی زارند ...................به همون دلیل هم شرکت ها هم از کارت خوان استفاده نمی کنن................خیلی مسئله ساده است...........

    حالا فاکتور برای ما صادر میشه..............به این صورت......



    بعد ما از اونجای که هرگز به هیچ کس و به کار کسی اعتماد نداریم.............و فقط و فقط کار خودمونو قبول داریم....................و خوب کاری هم می کنیم که کسی رو قبول نداریم.............

    و اونهای رو هم که به ما می گن چرا تو اینجوری هستی و همش باید هی شک داشته باشی و وسواس داشته باشی رو خدمت اون دسته از عزیزان هم عرض کنیم که :

    ببندید دهانتان را لطفا................و اگر امکانش هست دهان های خود را دچار بسته شدگی کنید................چرا ؟؟؟؟؟


    اون فلش قرمزی که روی فاکتور زدم رو شما دقت بفرمایید............اون قلم می بایست 130 ( صد و سی ) تومن باشه ولی یه صفر اضافه خورده و شده 1300 ( یک میلون و سی صد ) و از اون قلم کالا هم 6 عدد بوده در فاکتور من..................

    نتیجه چی شده..................
    1300 منهی 130 مساوی با 1170 بعد 6 عدد هم بوده یعنی 1170 ضرب در 6 مساوی با 7020 7 میلون تومن..................

    7 میلون تومن اشتباه در یک فاکتور............................

    من از کجا متوجه شدم از اونجای که اخلاق خیلی خیلی خوبی دارم .................که هیچ کس رو و کار هیچ کس رو به غیر از خودم اصلا قبول ندارم و به به کسی به غیر از خودم اعتماد ندارم .............و تمامی کار های که دیگران انجام دادن و .............و نتیجه کار اون ها به من هم مروبط میشه...................رو خودم هم باید یک دور چک کنم.........

    بنا بر این بنده وقتی از هر کسی چه شرکت که شخض خرید می کنم و حساب و کتابی به من ارائه می ده..........چه من بده کار باشم و چه طلب کار یک بار هم داخل فابل فاکتور خودم که یک فایل Excell هم بیشتر نیست و قیافه اش هم شاید خنده دار باشه و همون حساب دار شرکت ها که اینچنین اشتباهاتی می کنن و این چنین سوتی هایی می دن شاید بهش بخندند.............و بگن این چیه......................

    کار نداریم من یک بار هم عین اقلام و خرید های خودم رو داخل فایل فاکتور خودم وارد کردم و دیدم................




    7 میلیون تومن اختلاف هست.......................

    به حساب دار شرکت مروبطه پیام ارسال کردم که برادر................چرا حساب من با شما فرق می کنه....................

    و ایشون زحمت کشیدند دیدن که بعله....................جنس 130 تومنی رو یک صفر تهش اضافه تر گذاشته اند..........................

    و فرمودنت که ببخشید و شرمنده و این ها ...............

    ما هم عرض کردیم که........



    حالا................اگر من ندیده بودم........................و چک نکرده بودم................چی می شد ؟؟؟

    ساده است جواب ..........................7 تومن می رفت در پاچه من ..................

    بعدا چه کسی متوجه می شد ؟؟ هیچ کس ..................

    ووووووو ایا دفعه اولشونه ؟؟؟ خیر..................و ایا دفعه آخرشون خواهد بود ؟ خیر...........................

    صد بار تا حالا به ضرر خودشون هم حساب کردن....... یعنی به نفع من و به ضرر خودشون...........هر بار بهشون پیام زدیم و که برادر نگاه کن این جا کردی تو پاچه خودت بر اثر بی دقتی و حواس پرتی.................


    حالا چرا حساب دار شرکت اشتباه کرده بود و اشتباهش هم به این حد فاحش بود ؟؟؟


    باز هم ساده است چون دقت نداشته و چون حواسش نبوده...........................کجا بوده حواسش......................؟؟؟؟؟؟

    آن حساب دار محترم...............به هرحال حواسش جایی بوده به غیر از کاری که می بایست می کرده...................و این که کجا بوده دقیقا به من مروبط نمی شود..................و به خود ایشان مروبط است..............


    و فقط خوانندگان گرام..............به این نکته توجه لازم را داشته باشند..............که آن حساب دار....................فقط حساب دار است...................یعنی چه ؟؟؟

    یعنی مثل من نباید فکر هم زمان در

    * فلان O-ring بهمان دوشاخ

    * بهمان قطعه ایی که شرکت محترم خودشان به من داده و اشتباه داده .

    * کار فلان متشری که هنوزبه اتمام نرسیده..

    * خریدن فلان گریس که در حال اتمام است.............

    *و............................................... .......هزارو یک مصیبت دیگر که در ذهن و مغز من است

    اون حساب دار........................کارش فقط حساب داری است.....................و برای کارش هم نرم افزار تخصصی کارش را در لپ تاپ شرکت دارد...........................

    و اصلا و ابدا نیاز ندارد که ذهن و فکرش مثل من هزار و یک جا باشد در فکر جور کردن اجناس فروشگاهش در فکر درست کردن و رسیدگی به کار های تعمیری اش در فکر خرید مایهتاج و موارد و لوازم مصرفی کارگاه و ان ها لازم نیست که باشد..........


    ولی...........................اخر سر آن شخصی که وظیفه اش حساب داری است.............تخصص اش هم هست......................و تنها وظیفه اش هم همین است......................اخر سوتی می دهد .

    و بنده که وظیفه ام اصلا نیست....................و هزار و هشت صد جور مختلف هم در گیری ذهنی دارم باید ایراد و عیب کار او را در بیاورم...........................

    یعنی بنده تا این جای کار مجبور بودم به جای حساب دار شرکت ...................کار او را هم من انجام دهم............................

    حالا در قسمت های بعدی که می نویسیم خواهید دید که نه تنها حساب دار بل تعمیر کار و انبار دار و همه افراد شرکت ها دقیقا به همین منوال اند......................

    و دقیقا من باید کار تعیمر کار و انبار دار شرکت را هم من خودم به جای آنها انجام دهم...........................

    ولی من قبل از به پایان بردن نوشته این بخش یک بار دیگر به همه اون عزیزانی که به بنده می فرمایند که اقا تو چرا خودتو دست بالا می گیریو کار هیچ کسی رو قبول نداری..............و فقط خودتو قبول داری و تو خیلی خود خواهی خود بزرگ بین هستی................

    یک بار دیگر از همین تیریبون عرض کنیم که .....................

    لطفاً و احتراماً ساکت شید و از صحبت خویش بکاهید..........................

    در قسمت های بعدی خواهیم نوشت که تازه بعد از این که فاکتور را زدند...............و پول ما را گرفتند...........................تازه تازه چه بد بختی هایی آغازیدن می گیرند................و تازه تازه بنده در چه فلاکت هایی می افتیم..........و افتادیم........................

    فعلا تا قسمت های بعدی این نوشته ..............
    و السلام علیکم و رحمة الله و برکاتة
    ویرایش توسط SABER_MTB : 17th April 2021 در ساعت

  3. #3
    صاحب سایت
    تاریخ عضویت
    2011-5-05
    نوشته ها
    1,842

    قسمت دوم

    قسمت دوم

    در قسمت های قبلی در مورد این که شرکت ها چگونه با اعتبار وقت اعصاب و پول ما بازی میکنند و ما را مورد ازار و اذیت قرار می دهند صحبت کردیم.................. حالا در این قسمت بیشتر وارد جزئیات این مسئله می شویم و کمی توضیح می دهیم که چه جور کار ها و چه نوع کار هایی رو هم دقیقا ما با می کنند و می کردند و خواهد کرد باز هم..............

    یک سری جنس ها رو که ما خریداری می کنیم جنس اصل و اورجینال هستند .............ولی مشکل دار و معیوب.................

    یک سری دیگر هم اما کلا تقلبی هستند................


    در این قسمت می خواهم در مورد اجناسی که تقلبی نیستند ولی مشکل دار و معیوب هستند صحبت کنم....................

    یک مثال رو به عنوان نمونه از صد ها باری که این شرکت ها پدر ما را در اورده اند و ما را مورد ازار و اذیت قرار داده اند.............رو فقط برای نمومنه داستانش را تعریف می کنیم.......

    ما سفارش چند عدد ترمز Shimano M 396 را به یک شرکت داده بودیم...................


    بعد از ان که پول را اول از ما گرفتند که همشان موقع گرفتن پول سر حال و قبراق و خیلی پای کار هستند و اماده و همه چیزوشان هم اوکی هست................

    بعد از چند ماه........................معطلی بالاخره ترمز های ما را تحویل دادند...........

    بار اول که گفتند بیایید ترمز های شما آماده است ................گرچه اصلا وظیفه من نیست بروم تحویل بگیرم و وظیفه خودشان است که برای بنده ارسال کنند ما رفتیم برای گرفتن......................


    و دیدیم




    تمامی ترمز ها با شلنگ کوتاه اند.................یعنی چه ترمز های جلو و و چه عقب شلنگ هایشان کوتاه است...............یعنی شلنگ ترمز جلو............



    تا این جای کار یک روز از کار افتادگی و الافی و رفتن تا آنجا.........................

    متاسفانه در انجا هم به این مسئله دقت نکرده بودیم..............و بعدا که با کار گاه خود امدیم تازه متوجه مسئله شدیم.............

    دفعه دوم که باز رفتیم که ترمز ها را تعویض کنند ..............

    قرار شد که نصفشان که برای جلو است که هیچ..............بماند دست ما و نیمی دیگر را ببرم که با عقب تعویض کنند...................که کردند و بر گشتیم دوباره به کار گاه و...................دیدیم.............






    واییی...........................


    ترمز ها تابه تا شده.......................ان نصفه دیگر که به ما داده اند اصلا متفاوت است با این یکی نضف که قبلا داده بودند..............





    تا این جا دو روز الافی و از کار افتادن.................................


    روز سوم دوباره............رفتیم برا درست کردن این تا به تایی ها ..................


    ان ها را هم عوض کردند و دوباره بر گشتیم................................و این بار دانه دانه بررسی کنیم دوباره خودمان ببنیم حل است و مشکلی نداشته باشند ...............و چک کنیم ببنیم اوکی هستند ؟؟؟


    دیدیم وایییییییییییییی خدای من.....................خدا................... .....

    نیمی از ترمز ها دست دوم است..................





    کالیپر ها و کتی ها دارای خط و خش های شدید............ساییدگی ها شدید..................

    نیمی دیگر با لنت های دست دوم و استفاده شده.....................



    یه مقدار دیگرشون اصلا شلنگ و گرد گیر شلنگ برای خودشون نیست و برای مدل های دیگر است اصلا گرد گیر شلنگ نمی ایستد در جای خودش................وو ول است و در طول شلنگ اصلا ازاد است...............





    این روز هزارم از کار افتادگی و الافی..................................و کلی عقب ماندن کار های مشتریان و عقب افتاد کار ها از برنامه....................


    دفعه هزار و یکم رفتن به شرکت برای درست کردن ترمز ها............... که در این جا شرکت و مسئولین شرکت از دست ما شاکی شده بودند که تو پدر ما را در اورده ایی.....................چقدر وقت ما را می گیری ببر همین ها را بفروش دیگر .................

    اینجا بود که دیگر اعصابمان را واقعا خورد کردند دیدیم پدر ما را در اورده اند وقت ما را گرفته اند ما را از کار و زندگی انداخته اند می خواهند ما هم مثل خودشان به مشتری دروغ بگوییم و جنس معیوب را به پاچه مشتری فشار دهیم و اعتبار خود را تخریب کنیم به خاطر چهار تا ترمز............................

    در یک کلام پیرو پدر ما را در اورده اند طلب کار هم هستند...................

    دیگر گفتم اقا من این ترمز ها را نمی خواهم پول مرا پس دهید.............................


    که دراین جا اقایون فرمودنت که بابا ما برایت درست می کنیم بیاور .....................و ما هم عرض کردیم که بابا چند بار بیاروم ؟؟؟؟؟؟ چند بار اخر تا انجا باید بیایم و پدرم در اید ؟؟؟ از کارو زندگی خودم بیافتم کار هایم همه عقب بماند ؟؟؟؟؟

    اقا من نمی خواهم اصلا ترمز ها را مال خودتان پول مارا بدهید ...................


    تا همین جا هم چند ماه این پول ما خوابیده دست شما ...........چند ماه طول کشید ترمز ها را تازه بار اول تحویل دهید......................هر بار من برای این که بتوانم دوباره و سه باره و هزار باره باییم انجا باید یک هفته ده روز طول می کشید تا من بتوانم یک روز خالی پیدا کنم.......تا الان چند ماه است پول من دست شما خوابیده پول ما را بدهید لطفا.................

    خلاصه با زبان بازی و نرم صحبت کردن و خر کردن ما......................ما را راضی کردند که بابا این همه صبر کرده ایی این همه رفتی امدی این یک بار هم صبرکن ما ترمزها را برایت ردیف می کنیم اصلا برایت ارسال می کنیم خودمان..........................

    هی در گوش ما خوانند که بابا تو که این همه زحمت کشیده ایی و صبر کرده ایی ..............این یک مقدار هم صبر کن ترمز ها را به تو می دهیم صحیح و سالم............ببر بفروش به مشترهایت دیگر.............و سود خود را بگیر...................

    ما هم گفتیم مگر ما چقدر سود می گیریم که اینهمه باید عذاب بکشیم آخر.................کلا 10 - 12 % سود والا بلا اصلا ارزش این همه فلاکت و را ندراد باور کنید چند برابر سودی که می خواستم روی این ترمز ها بکنم فقط از کار و زندگی خودم افتام و ضرر کردم

    و برای بار هزارو یکم......................ما منتظر شدیم ...................و بعداز مدتی برای بار هزارو یکم دوباره رفتیم به شرکت برای تحویل گرفتن ترمز ها...............و این بار دیگر در خود آنجا نشستیم دانه دانه ترمز ها را بررسی کردیم ببنیم اگر عیبی ایرادی دارد......................همانجا متوجه شویم و دوباره رفت و امد گردن ما نیافند و الاف نشویم دوباره در این ترافیک تهران از زندگی و کار خود بیافتیم...................


    که دیدیم..........................




    دیگه این بار حال و روزم این چنین شد..................




    شلنگ های ترمز ها نیمیشون فابریک نبود و معلوم نبود شلنگ چی رو به جای شلنگ شیمانو نصب کرده بودند روی ترمز ها........................

    شلنگ اصلا شلنگ ترمز نبود........................شلنگ چی بود من نمی دانم به خدا ....................فقط می دانم شلنگ ترمز نبود.............



    به ایشان گفتیم..............و ایشان هم گفتند........... که اقا مشکلی ندارد و می خورد ..................می خورد بهش اقا...................................

    من هم اعصاب این که به این ها توضیح بدهم که می خورد و زهر مار....................می خورد و درد بی درمان بگیرید انشااله نداشتم...........

    بحث پولی و مالی اش یک طرف..................من وقتی دارم از مشتری ام پول می گیرم بابت یک دست ترمز شیمانوی مدل فلان......................معنی اش این است که ان ترمز باید همه چیز اش استاندارد باشد لنت اش................ شلنگ اش کوفت اش زهر و مارش همه چیزش..................

    اگر شلنگ ان شلنگ غیر فابریکی باشد این بدین معناست که ان ترمز اصلا ترمز Shimano نیست......................نهایتا دسته اش و کالیپر اش شاید باشد و ولی شلنگ اش نیست...............

    مثل این است که شما بروید یک ماشین بخری..........مثلا فرض کنید مثلا 206 ولی بگوید اقا گیر بکسش گیر بکس پراید انداختیم ها ................می خورد به 206 مشکلی ندارد...................

    یه بحث دیگر هم بحث جانی است که این شلنگ که معلوم نیست چی است...................هر لحظه .........................هر لحظه ممکن است در برود نشتی پیدا کند کنده شود.............از محل اتصالش به کتی و کالیپر............و ترمز نگیرد............ و نگرفتن ترمز یعنی چی ؟؟؟؟؟ یعنی اون دوچرخه سوار ممکن است تصادف کند..........ممکن است زمین بخورد ممکن است به ته دره رود......................

    آن شلنگ اگر جنس قسمت داخلی اش اصلا با روغن ترمز همخوانی نداشته باشد به مرور حل خواهد شد و خواهد پوسید و یک جا که فشار ترمز گیری هم انجا بود و شخص در حال ترمز گیری است و شلنگ تحت فشار است خواهد ترکید به هر حال ..............





    دیگر ترمز ها را گذاشتیم در شرکت.............گفتم ترمز ها مال خودتان پول ما را با بدهید ...............یا نمی خواهید هم ندهید ..................هر کاری دوست دارید اصلا بکنید تا الان هم هر کاری دوست داشتید با ما کرده ایید................

    نوبت ما هم خواهد رسید....................................نوب ت ................ما ..................هم ....................خواهد .........................رسید................. .


    این مطلبی هم که نوشتم فقط یک نمونه ........................یک نمونه از ده ها و بلکه صد ها بلای مشابهی است که شرکت ها به سر ما می اورند بود


    ما یک بار پول داده ایم..............و باید جنس خود را یک بار تحویل بگیریم.................. این که شما جنس را درست به ما تحویل دهید...........همه چیزش را چک کنید اگر عیبی داشت ایرادی داشت بر طرف کنید ...............وظیفه شماست................

    همانطور که وقتی مشتری از من جنسی می خرد من موظفم به او صحیح و سالم تحویل دهم من موظفم همه چیزش را چک کنم که مشکلی نداشته باشد و همه چیزش را اوکی کنم و به مشتری تحویل دهم...................

    در قسمت های بعدی بیشتر راجع به این مسائل خواهیم نوشت و در مورد اجناسی که به کل.................تقلبی بودند و اصلا نه که جنس معیوب بوده اند بلکه به کل تقلبی بوده اند بشتر خواهیم نوشت
    ویرایش توسط SABER_MTB : 13th April 2021 در ساعت

  4. #4
    صاحب سایت
    تاریخ عضویت
    2011-5-05
    نوشته ها
    1,842

    قسمت سوم

    قسمت سوم...................تو قسمت های پیشین در مورد این که شرکت های موقع خرید چگونه بالایی رو به سر ما می اورند موقع خرید اجناس برای شما تعریف کردیم............

    نوشتن این قسمت کمی به طول انجامید و دیر شد دوست داشتم که این قسمت رو هم مثل قسمت های قبلی سریع بنویسم تا به اصطلاح تا خودم از شدت اعصاب خوردی داغ هستم نوشته هم داغ داغ دست خواننده برسه و به قول گفتنی از دهن نیافته...........ولی خب به علت نبود وقت و زمان برای نوشتن متاسفانه چند روزی گذشت و ما خودمون از اون حس و حال عصبی که توش بودیم در امدیم............و این قسمت اون چنان که باید و شاید کوبنده و سخت از آب در نیامد..............

    این جور نوشته های انتقادی بهتره در زمانی نوشته بشه که نویسنده خودش هنوز تو حال و هوای اون قرار داره که نوشته تاثیر گذار تر باشه ...............

    حالا تو این قسمت می خواهیم راجع به اجناسی که از بیخ تقلبی اند یک بار دیگر تکرار می کنم اجناسی که از بیخ تقلبی اند صحبت کیم...................


    باز هم مثل مورد قبلی یک نمونه رو به عنوان مثال عرض میکنیم و به عنوان نمونه از صد ها مورد مشابهی که در این سال ها به سر ما امده و پدرمان سر انها در امده و وقت و پول و اعصابمان را به هدر داده اند..............

    یک نمونه از این نوع اجناس یک سری توپی بود که برندش رو نام نمی بریم.............

    توپی ها رو ما خریدار می کردیم از شرکت وارد کننده اش.............................و تدریجا به مشتری می فروختیم..................غافل از این که............ چه فلاکت هایی در انتظار ماست..............



    دو برند مختلف توپی بود......................که هر کدام از ان دو برند یک مشکل مجزا را بوجود می آورند..........


    یکی از برند ها مشکلش این بود که کلاً تمامی اجزای توپی بعد از مدتی استفاده زیر چرخ و زیر استفاده..............لق می شد................یعنی چی ؟؟؟


    یعنی ابتدا بلبرینگ ها در جایش لق می شد...................

    چرخ به کلی در جای خودش لق می شد و لق می زد ابتدا..................


    بعدا کلا شفت مرکزی توپی در جای خودش لق می شد یعنی کمپلت تمامی اجزای توپی از هم گسسته می شد........................

    مغزی خودرو در جای خودش لق می زد و باعث می شد خودرو سر جایش درست نایستد ............و خب طبعاً پشت بندش باعث می شد دنده های شما دیگه از تنظیم خارج بشه چون خوردو اصلا جاش ثابت نبود دیگه................

    یک کلیپ از توپی مذکور رو در لینک زیر قراردادیم...........

    توپی های مذکور


    بعد چه اتفاقی می افتاد ابتدا به ساکن و اول داستان و قضیه که فقط بلبرینگ ها لق می شد ..............من احساس می کردم و فکر می کردم که خب حتما برند مذکور از بلبرینگ های بنجل و به درد نخور استفاده کرده..ومی رفتیم بهترین بلبرینگ بازار ور که برند SKF بود رو تهیه می کردیم از جیب خودمون که اون موقع بود دانه ایی 120 تومن... یعنی در سال 1398...........و دقت داشته باشید که هر جفت توپی بلبرینگی 6 عدد بلبرینگ دارد............

    2 تا در توی جلو و 4 تا هم در توپی عقب که البته برخی توپی های بلبرینگی در قسمت توپی عقب فقط دراای 2 بلبرینگ هستند............کار به جزئیاتش نداریم حالا

    و برای مشتری تعویض می کردیم بلبرینگ ها رو ولی بعد از گذشت مدت زمانی می دیدیم ای بابا..................




    خود بلبرینگ لق نبود و نمی شد........بلکه کل بلبرینگ سر جای خودش در توپی لق می شد یعنی جایی که بلبرینگ در داخل اون می نشینه..............


    یعنی از دو جا یکی این قسمت که قطر و رینگ بیرونی بلبرینگ می شیننه داخل اون



    و دوم هم شفتی که از وسط بلبرینگ ها عبور می کنه و در واقع رینگ داخلی و قطر داخلی بلبرینگ روی اون می شینه.............



    هر دو لق می شدند.....................و چی کارش می شد کرد .....................دقیقا هیچ کار......................


    چرا این طور می شد ؟

    چون اولا جنس آلومینیومی که توپی ازش ساخته شده بوده جنس بنجلی بوده و آلیاژ درست و مقاومی نبوده........................ثانیا ابعاد و اندازه ای که تراشیده شده بوده و CNC شده بوده............اصلاً دقیق نبوده و با اندک استفاده ایی از توپی ............اون قسمت کمی گشاد می کرده............و بلبرینگ در جای خودش کاملا لق می شده.........................

    مورد دیگه و برند دیگه برندی بود که موشکی های مغزی خودرو در اون سر جای خودشون لق می شدن....................

    موشکی های مغزی چی اند و کجا ا ند........؟؟؟

    این ها هستند............




    که در واقع با گیر کردن در پله ها داخل بدنه توپی .....




    عمل در گیر شدن و عدم در گیری رو * موقعی که شما رکاب نمی زنید ولی چرخ در حال حرکت است رو انجام می دن که حالا در این نوشته وقتی نیست که بخاییم وارد جزئیاتش بشیم.........


    در این یکی برند توپی ها چه اتفاقی می افتاد ؟؟ دقیقا همون اتفاقی که در اون برند اول با محل اتصال بلبرینگ ها و و محل نشستن بلبرینگ ها می افتاد................اینجا با محل اتصال و محل نصب و نشستن موشکی ها یا به اصطلاح همون خار ها....... می افتاد...................




    و باعث میشد که خار ها در سر جای خودشون ثابت نباشند..............که نتیجه اش می شد این که یا خیلی موقع ها مغزی خوردو گیر می کرد در جای خودش یعنی شما وقتی هم که رکاب نمی زدید و چرخ در حال حرکت بود.......رکاب ها هم بالجبار می بایست با توپی می چرخید................یعنی موقع حرکت شما نمی تونستید که رکاب نزنید و پای خودتون رو ثابت نگه دارید..............

    یا برعکس.................وقتی که شما رکاب می زدید که به جای این که با رکاب زدن شما چرخ عقب هم به چرخش در آید .............رکاب هرز می چرخید و چرخ نمی چرخید یعنی دوچرخه اصلا حرکت نمی کرد..................


    این بار مشکل چه بود ؟؟؟ دقیقا همان مشکل دفعه قبلی ...........................استفاده از آلیاژ نامناسب و بی کیفیت..........و دقت پایین در CNC و در اوردن ابعاد که باعث می شد بعد از مدتی استفاده...........جایی که خار های در اون می نشینند گشاد بشه..............و خار ها و موشکی ها اصلا دیگه سر جای خودشون نتونن ثابت بایستند...............

    یعنی دقیقا این قسمت..........



    خب نتیجه چی می شد ؟

    در اخر من می بایست یک دست توپی نو برای مشتری می خردیم...............از جیب خودم...............وقت می گذاشتم دوباره توپی ها رو برای مشتری پره بندی می کردم.................بدون در یافت اجرت....................

    یعنی کلی ضرر مالی و زمانی..................

    تازه در مورد اول که ابتدا من فکر می کردم مشکل از بلبرینگ هاست پول بلبرینگ ها هم اضافه کنید به ضرر مالی بنده و وقتی که برای پیدا کردن + خرید + تعویض بلبرینگها می گذاشتیم رو هم اضافه کنید به ضرر زمانی.................


    حالا این دو مورد رو هم ضرب در ده ها مورد دیگر بکنید و بلکه صد ها مورد دیگر از این جور جنس ها و ازاین نوع اقلام کالا ها که این دو فقط مثالی بود از صد ها مورد اجناس تقلبی که در بازار ریخته شده و پخش شده...............

    و این نوشته هنوز به پایان نرسیده و هنوز در مورد این مسائل صحبت های باقی مانده که در اینده در پست های آتی در ذیل همین تاپیک خواهیم نوشت

  5. #5
    صاحب سایت
    تاریخ عضویت
    2011-5-05
    نوشته ها
    1,842

    قسمت چهارم

    و باز هم مصیبت های جدید که قبلا این گونه خرابی ها ومصیبت ها در قطعات دینامیکی مثل توپی و ترمز اتفاق می افتاد یعنی قطعاتی که دارای اجزای داخلی زیاد و پیچیدگی بودند مثل توپی ها مثل ترمز ها و این ها .....................

    ولی حالا کم کم داریم می بینیم که در قطعات استاتیک یعنی قطعاتی که ساده اند و تک قطعه ایی یعنی تشکیل نشده اند از اجزای گوناگون هم همین اتفاق داره می افته

    نظر شما رو جلب می کنم به یک سری طوقه ها که به تازگی وارد بازار ایران شده و یکی از شرکت های محترم اقدام به وارد کردن اون ها کرده و فعلا از بردن نام اون شرکت و برند دست نگه می داریم.........و این رو هم اضافة کنیم که مقدار زیادی از نوشته های قسمت های قبلی این تاپیک مروبط به همون شرکت بوده است

    طوقه ایی که 2 هفته از فروشش نمی گذره................. و طرف هم مشتری ماست و ایشون رو کاملا می شناسیم نه فشاری می اره به دوچرخه نه پرشی و نه مسیر سنگلاخ و نا همواری حتی................

    یعنی شخص استفاده کننده رو کاملا می شناسم که چگونه است و چطور از دوچرخه استفاده می کنه و مطمئن هستم که استفاده نا متعارف نداره...........



    اطراف تعداد زیادی از پره ها دچار ترک خوردگی شده............



    ترک های ناجور...........

    هم ترک های عرضی و هم ترک های طولی یعنی هم در طول و هم در عرض طوقه..........



    و حتی پولکی های طوقه هم در امده خیلی هاشون از جای خودش..............




    و جالب تر...............جالب تر این که وقتی به مدیر شرکت تماس می گیرم که آقا این آشغال ها چیه به ما می دین و ما آبرو حیثیت داریم جلوی مشتری هامون.................

    طلب کا هم می شن از ما.........که اقا شما چرا اینقدر حساسی...................و می فرمودن که ما از دست شما خسته شدیم..........به همه چیز گیر می دی و با همه چیز مشکل داری.........

    مملکت برعکس............می دونید چه جور ممکلتیه............؟

    مملکتیه که توش ما پول رو پیش پرداخت می کنیم به شرکت ها ..............بعد از کلی الاف شدن و صبر کردن جنس خراب و معیوب به ما تحویل می دن............بعد ما کلی باید وقتمون هدر بره که هی بریم و بیایم و رفت و امد کنیم و.....................

    و هی وقت مشتری ما باید گرفته بشه هی صبر کنه ما هی باید دوباره وقت بزاریم برای این که قطعه رو باز کنیم و از روی دوچرخش دوباره یک قطعه دیگه براش نصب کنیم.................

    و به جای این که ما به شرکت و وارد کننده ها بگیم اقا خسته شدیم از این کار هاتون اون ها به ما می گن از دست شما خسته شدیم...............

    مملکتی که برعکس باشه و ملتی که عوضی باشند یعنی همین یعنی عوضی بودن یعنی جاها عوض میشه جای طلب کارو بده کار با هم عوض می شه...................

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •